تبليغاتX
هـوالمـعـز عشق؟؟!!! ؛ شاید همه چیز ....
عشق؟؟!!! ؛ شاید همه چیز ....
مینویسم بر در و دیوار کویش حال خویش / باشد آنرا یار خواند،یا کسی گوید به یار
Home Email Archive Designer

بنام یگانۀ همه‌ٔ آنهایی که بی تقصیرند؛
تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند؛

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست:


زندگی شیبی است و عشق سیبی است وَ وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم و ترتیبی است. وامّا تو، قرار نبود آن وقتهای ِ تو، جایشان را با این وقتهای ِ مَن عَوَض کنند. قرار نبود عشق هم مثل: گیلاس ، بوسه ، عیدی و تعطیلات ِ تابستان اوّلِش قشنگ باشد!!. قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم!!. قرار نبود کسی به هوای ِ نشکستن ِ دل ِ خودش بماند، قرار بود هر کس به هوای ِ نشکستن ِ دل ِ دیگری بماند. قرار نبود هر چه قرار نیست باشد، بــاشــد. قــرار، تنها بر بیقراری بود و بَـس. گمان نِمی‌کنم گناهِ من سنگین تر از نِگاه تو باشد؛ امّا یقین دارم که کودکِ دِلت کمتر از پیش بهانۀ لالائیـهای ِ شعر گونه‌ام را میگیرد. مهم نیست فقط یک چیز یادِ همه بماند، اگر إتفاقی که نباید بیفتد افتاد، تنها بَرایت می نویسم : خودت خواستی، تقصیر من نبود ........!!!

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه پنهان

کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت

شکسته است...

Image hosting by TinyPic (H)Image hosting by TinyPic

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/05 ساعت 6:17 PM توسط حسن مهربانی |


Home | Archive | Email

Az KAr AndakhTane Copy ;